تبليغاتX
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام زمان
آنگاه امام مهدى (ع ) فرمودند: هر كس اين دو ركعت نماز (نماز امام صاحب الزمان ) را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران ) بخواند، مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.
حسن بن مثله مى گويد: چون من پاره اى را آمدم ، دوباره مرا بازخواندند و فرمودند: بزى در گله جعفر كاشانى است ، آن را خريدارى كن و بدين موضع آور و آن را بكش و بر بيماران انفاق كن ، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.
وى مى گويد: من سپس به خانه بازگشتم و تمام شب را در انديشه بودم تا اينكه نماز صبح خوانده و سپس سراغ على المنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان موضع شب گذشته رفتم . وقتى رسيديم ، زنجيرهائى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مى داد، سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيديم ، خادمان او گفتند كه سيد از سحر در انتظار تست و تو از جمكران هستى ، به او گفتم : بلى ، به درون خانه رفتم و سيد مرا گرامى داشت و گفت : اى حسن بن مثله ، من در خواب بودم كه شخصى به من گفت كه حسن بن مثله نام از جمكران پيش تو مى آيد، هر چه گويد تصديق كن و بر قول او اعتماد كن كه سخن او سخن ماست ، و قول او را رد نكن و از هنگام بيدار شدن از خواب تا اين ساعت منتظر تو بودم و آنگاه بود كه ماجراى شب گذشته را بر وى تعريف كرد.
سيد بلافاصله فرمود تا اسبها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شدند. چون به نزديك روستاى جمكران رسيدند گله جعفر كاشانى را ديدند، حسن بن مثله به ميان گله رفت و آن بز كه از پس همه گوسفندان مى آمد پيش حسن به مثله دويد، جعفر سوگند ياد كرد اين بز در گله من نبوده و تاكنون آن را نديده بودم ، به هر حال آن بز را به مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه از گوشت آن خورد با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه ) شفا يافت . حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفتند و مسجد جمكران را با چوب و ديوار پوشاندند، سيد زنجيرها و ميخ ‌ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت ، هر بيمار و دردمندى كه خود را بدان زنجير مى ماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل عنايت مى فرمود. ولى پس از فوت سيد ابوالحسن ، آن زنجيرها پنهان گشته و ديگر كسى آن را نديد.
اين بود مختصرى از مسجد مقدس جمكران و چگونگى بناى آن و نماز حضرت صاحب الزمان عليه السلام .
مشروح فرمان مقدس حضرت بقيه الله - ارواحنا فداه - براى تاسيس ‍ مسجد مقدس جمكران را علامه نورى در كتاب شريف نجم ثاقب ، صفحه 294 و جنه الماوى ، صفحه 230 از كتاب گرانقدر (مونس الحزين ) تاليف شيخ صدوق نقل كرده است .
در اين رابطه در منابع فراوانى به اجمال و تفصيل سخن رفته است كه از آن جمله است :
معجزاتى از تاسيس مسجد جمكران
 
بعضى آيات و معجزات و كراماتى كه از اين مسجد مقدس جمكران قم واقع شده كه چه بسيار فوائد و آيات كه به واسطه اين موضع شريف جمكران به ظهور رسيده كه باعث حيرت مى باشد، هم چنانى كه خانه كعبه آيتى از آيات الهى مى باشد اين موضع مسجد هم همين گونه است زيرا تاسيس اين مسجد بر اساس معجزاتى است .
اول آنكه حضرت اميرالمؤ منين امام على عليه السلام خبر داده بود به پسر يمانى به مسجد بودن اين زمين .
دوم آنكه در زمان حضرت حجه عليه السلام شيخ حسن بن مثله جمكرانى مى گويد من شب سه شنبه 17 ماه مبارك رمضان خفته بودم در سراى خود كه ناگاه جماعتى مردم به در سراى من آمدند و گفتند برخيز و طلب امام مهدى عليه السلام را اجابت كن كه ترا مى طلبد، آنگاه خواست سراويل بپوشد، او را گفتند از بيرون خانه كه از آن تو نيست اين سراويل از خود را بپوش .
سوم : تمام اينها در بيدارى بوده است چون شيخ حسن بن مثله جمكرانى مى گويد من خواب بودم بيدارم كردند.
چهارم آنكه خواست پيراهن بپوشد آواز رسيد از بيرون خانه كه اين پيراهن از تو نيست از خود را بپوش .
پنجم آنكه از پى كليد در خانه مى گشت ، به او گفتند در خانه باز است .
ششم آنكه از خانه بيرون آمد به او گفتند كه امام صاحب الزمان عليه السلام ترا مى طلبد و او را بردند در اين مسجد جمكران .
هفتم آنكه ديد زياده از شصت نفر مرد در اين زمين گرد آمده اند و نماز مى كردند، بعضى جامه هاى سبز داشتند و بعضى سفيد.
هشتم آنكه ديد حضرت حجه عليه السلام را كه به روى تخت نشسته و بر بالها تكيه داده .
نهم آنكه حضرت خضر عليه السلام را ديد كه نزد حضرت حجه عليه السلام نشسته و كتابى در دست دارد و از براى حضرت مى خواند.
دهم هلاك دو جوان حسن به مسلم به واسطه كشت و زرع اين موضع مسجد مقدس جمكران .
يازدهم خبر دادن حضرت از زراعت حسن به مسلم در مدت پنج سال .
دوازدهم خبر دادن حضرت به حسن به مثله كه علامتى از براى تو قرار خواهيم داد فردا كه آمدى حسن بن مثله ديد كه زنجيرى به حدود مسجد كشيده شده .
سيزدهم خواب ديدن سيد ابوالحسن رضا كه به او گفتند فردا حسن بن مثله هر چه مى گويد تصديق كن كه قول او قول ما مى باشد.
چهاردهم خبر دادن حضرت كه فردا بزى هست در گله جعفر شعبان كاشى به اين نشان و علامت .
پانزدهم آمدن خود بز در نزد حسن بن مثله جمكرانى بدون آنكه كسى او را بياورد.
شانزدهم معلوم نبود كه آن بز از كجا آمده بود، احتمال دارد كه بهشتى بوده .
هفدهم شفا بودن گوشت آن بز براى هر مريض به همان طريقى كه امام زمان عليه السلام فرموده بود.
هيجدهم آن زنجيرى كه از براى تعيين حدود مسجد كشيده بود هر صاحب علتى كه بر بدن خود ماليد شفا مى يافت .
نوزدهم آن زنجير در ميان صندوق بوده در خانه سيد ابوالحسن الرضاء، لكن بعد از فوت او مفقود شد يكى از اولادهاى او مريض شد رفتند بر سر صندوق نيافتند آن زنجير را.
اين آيات و معجزات و فوايدى بوده كه در آن زمان در مقام ظهور و بروز رسيدهاست.
+ نوشته شده در 2008/2/24ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

درباره تعداد یاران حضرت مهدی (ع) توضیح دهید؟

آیا تعداد313 نفر از یاران امام زمان از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور منتظر است یا فقط 313 نفر در عصر ظهور را شامل می‌شود؟
جواب : ابتدا باید دانست 313 نفر اولین افرادی‌اند که در آغاز و طلیعه ظهور به حضرت مهدی (عج) می‌پیوندند. از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام روایت شده که یاران مهدی در آخرالزمان 313 مرد هستند به تعداد یاران بدر، در ساعت واحدی گرد می‌آیند(1) و به یاری امام مهدی (عج) می‌پردازند. در روایاتی نحوه گرد آمدن آنان بیان شده که برخی از آنان شبانه از خوابگاه خود مفقود و بامدادان در مکه حاضر می‌شوند و برخی از آنان روزانه بر ابرها حرکت می‌کنند و ...

به مکه می‌آیند.(2)

پس معلوم می‌شود عده‌ای از آنان از افرادی‌اند که در همان دوران ظهور خواهند زیست. ولی از سیاق برخی احادیث استفاده می‌شود برخی از مردگان (مانند برخی یاران پیامبر و امیرمؤمنان) رجعت می‌کنند و از 313 نفر هستند. مانند: سلمان فارسی(3)، مقداد(4)، جابر بن عبدالله انصاری(5) و ... . البته درباره اصحاب کهف تصریح شده که آنان از 313 نفر یاران ویژه امام مهدی (عج) می‌باشند (6). پس چنین نیست که یاران امام عصر افرادی می‌باشند که از جهت زمانی، حداکثر از زمان غیبت صغری تا زمان ظهور به دنیا آمده باشند، بلکه پیش از آن نیز از کسانی که در عصر پیامبر اکرم (ص) می‌زیسته‌اند و حتی برخی از پیامبران مانند حضرت مسیح علیه السلام به تصریح روایات از یاران امام مهدی(عج) خواهند بود.

پی‌نوشتها:

1. سید محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، لبنان، ط3، 1412ق، ص 263 (به نقل از: ینابیع المودة، ص 509، ط النجف).
2. همان، ص 264.
3. محمد خادمی شیرازی، رجعت یا دولت کریمه خاندان وحی، مؤسسه الغدیر، چاپ دوم، 1411ق، ص 195 (به نقل از تفسیر صافی، ج 3، ص 238).
4. همان (به نقل از: ارشاد مفید، ص 365).
5. همان (به نقل از المحجّة فیما نزل فی الحجة، ص 76).
6. همان، ص 200 (به نقل از الملاحم والفتن، ص 203).

به نقل از سایت بسوی ظهور

+ نوشته شده در 2008/2/24ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

القاب، اسامى و اوصاف شریف امام زمان  عجل الله تعالی فرجه

 

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، صاحب، غائب، قائم، منتظر و...

كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(، ابوعبداللّه، اباصالح و...

صفات والقابی که در زیارتها وادعیه برای آن حضرت از لسان معصومین علیهم السلام بیان شده است.

بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

 وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم.

علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها درراستاى اراده خدا.

الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

 مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين: نظام بخش دين.

يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

المرتجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

 

 منبع:  کتاب نجم الثاقب

 

 **************************

+ نوشته شده در 2008/2/23ساعت 8:49 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 
علت غيبت امام زمان‏عليه السلام در روايات اميرالمؤمنين‏عليه السلام 

 

اميرمؤمنان‏عليه السلام درحاليكه امام حسن‏ و امام حسين‏عليهما السلام حضور داشتند خطاب به مردم فرمودند: اى مردم! آگاه باشيد، سوگند به خدا من و اين دو فرزندم به قتل خواهيم رسيد. آن گاه خدای تعالی شخصى از فرزندان مرا در آخر الزمان ظاهر خواهد كرد تا خون ما را از ستمگران طلب كند. او از ديده مردم غايب خواهد بود تا اهل ضلالت و گمراهى از ديگران شناخته شوند و اين غيبت به قدرى طولانى خواهد شد كه مردمان نادان خواهند گفت: خدا برنامه ‏اى( فرجی ) در آل محمدصلى الله عليه و آله  ندارد.

ازامام صادق‏عليه السلام روايت شده است كه آن حضرت فرمود: روزى اميرالمؤمنين‏عليه السلام دربالاى منبرمسجد كوفه فرمودند: ...اى مردم! بدانيد زمين هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خدای متعال به زودى مردم را به خاطرظلم وستم وهمينطوراسرافى كه درحق خودشان انجام مى‏دهند از ديدن حجت الهى محروم خواهد كرد. [يعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آينده از ديدن امام معصوم محروم خواهند شد]

"اِنّ القائم منّا اذا قام لم يكن لاحد فى عنقه بيعة فلذلك تخفى ولادته و يغيب شخصه"

همانا قائم از ما آنگاه كه قيام كند بيعت كسى در گردن او نخواهد بود و به همين خاطراست كه تولد او به صورت پنهانى واقع خواهد شد و وجود او از ديد و نظر مردم غايب خواهد بود.      

 

 

منابع:

غیبت نعمانی _ بحار الانوار

 

+ نوشته شده در 2008/2/22ساعت 2:35 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

القاب، اسامى و اوصاف شریف امام زمان  عجل الله تعالی فرجه

 

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، صاحب، غائب، قائم، منتظر و...

كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(، ابوعبداللّه، اباصالح و...

صفات والقابی که در زیارتها وادعیه برای آن حضرت از لسان معصومین علیهم السلام بیان شده است.

بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

 وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم.

علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها درراستاى اراده خدا.

الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

 مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين: نظام بخش دين.

يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

المرتجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

 

 منبع:  کتاب نجم الثاقب

 
+ نوشته شده در 2008/2/22ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیات و روایات بهترین راه شناخت امام زمان علیه السلام

 

براى شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ويژگى هاى شخصى ، كيفيت غيبت و ظهورهیچ راهی بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومین علیهم السلام نیست.

- رسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند:

«روز قيامت فرا نمى رسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مى يابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مى شود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»

-  اميرالمؤمنين على عليه السلام به امام حسین علیه السلام فرمودند:

 «نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است. امام حسين عليه السلام گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟

فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمى ماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»

ـ حضرت زهراعليها السلام فرمودند: «رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اينكه حضرت مهدى عليه السلام از نسل توست.»

- امام حسن علیه السلام فرمودند:

«نهمين فرزند برادرم حسين عليه السلام است که خداوند در زمان غيبت، عمرش را بسيار طولاني مي کند و آنگاه او را به صورت جواني کمتر از چهل سال ظاهر مي سازد. تا دانسته شود که خداوند به هر چيزي قادر است.

اين امر که فرارسيدن موعد آن را انتظار مي کشيد واقع نمي شود مگر بعد از آن که برخي از شما از برخي ديگر بيزاري بجويد، و برخي در صورت برخي آب دهان بيندازد و بعضي از شما بعضي ديگر را کافر بداند و يکديگر را لعن کنند.

وهمه خيرها در آن زمانست، زيرا قائم ما قيام مي کند و همه اين حوادث را از بين مي برد.

 در زمان او درندگان با يکديگر سازش مي کنند، زمين گياهش را خارج مي کند، آسمان برکاتش را فرو مي فرستد، گنج هاي نهفته در دل زمين براي او ظاهر مي شود. بين شرق و غرب عالم تحت سيطره او در مي آيد. خوشا به سعادت کسي که زمان او را درک کند و به اوامر او گوش فرا دهد.»

- امام حسين عليه السلام فرمودند:

«دوازده هدايت شده هدايتگر از بين ما هستند، اولين آنان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام و آخرين آنان، نهمين فرزند من است كه پيشواى قيام كننده به حق خواهد بود، خداوند به وسيله او زمين را پس از مردنش زنده مى كند و به دست او دين حق را بر تمامى اديان پيروز مى سازد، اگرچه مشركان را ناخوشايند باشد.»

ـ امام سجادعليه السلام زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرموند:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خدای تبارک وتعالی ـ خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»1

ـ امام زين العابدين عليه السلام فرمودند:

«براى قائم ما دو غيبت هست. يكى از آن دو طولانى تر از ديگرى است... و آن قدر طول خواهد كشيد كه اكثر معتقدين به ولايت، از او دست خواهند كشيد. در آن زمان كسى بر امامت و ولايت او ثابت قدم و استوار نمى ماند مگر آن كه ايمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خويش نسبت به حكم و قضاوت ما هيچ گرفتگى و كراهتى احساس نكند و تسليم ما اهلبيت باشد.»

ـ امام باقرعليه السلام در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اين آيه درحق قائم آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم است در حق حضرت مهدى عليه السلام و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطل ها را مى ميراند.»2

ـ امام صادق عليه السلام فرمود: آيه «أمّن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»

 در باره قائم از آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»3

ـ امام صادق عليه السلام در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم عليه السلام نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم عليه السلام بپا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.» 4

- امام كاظم عليه السلام فرمودند:

«صاحب اين امر ـ حضرت مهدى (عليه السلام) ـ تنها، غريب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدرخويش مى باشد.»

 ـ امام رضا عليه السلام فرمودند:

« بعد از امام حسن عسكرى عليه السلام فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود. آن كسی كه در دوران غيبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خدا همان روز را چنان طولانى كند كه قيام فرمايد و زمين را از عدالت پر كند چنانكه از ستم پر شده باشد.»

- امام جواد عليه السلام در باره اينكه چرا حضرت مهدى عليه السلام«منتظَر» ناميده مى شود فرمود:

«او را غيبتى هست كه زمانش زياد است و پايانش به طول مى انجامد. پس مخلصين چشم انتظار قيام او مى مانند و شك كنندگان به انكار او بر مى خيزند و منكرين به استهزاى او مى پردازند و تعيين كنندگان وقت ظهور مورد تكذيب قرار مى گيرند و عجله كنندگان در آن هلاك مى شوند و تسليم شدگان نجات مى يابند.»

- امام على النقى عليه السلام فرمودند :

«زمانى كه صاحب و امام شما از ديار ستمگران غايب گشت، چشم انتظار فرج باشيد.»  

ـ امام حسن عسكرى عليه السلام فرمودند :

«كسى كه فرزندم ـ مهدى عليه السلام را انكار كند مانند كسى است كه تمام پيامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم راانكار كند. و انكار كننده رسول اللّه مانند كسى است كه همه انبياء را انكار نمايد. چون اطاعت آخرين امام ما به منزله اطاعت اولين امام است و منكر آخرين امام ما به منزله منكر اولين امام است.»

 

منابع:

 کتابهای:  بحار الانوار - منتخب الاثر - کمال الدین و النعمة - عیون اخبار الرضا- یوم الخلاص-بشاره الاسلام

1ــ سوره نور آيه 55 خدا به مؤمنان و شايستگان شما وعده داده كه آنان را در زمين همچون پيشينيان خلافت بخشد و دين مورد رضايت خود را براى آنان تمكين و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنيّت تبديل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند.ـ تفسير عياشى

2ـ سوره حج، آيه 41 كسانى كه اگر آنان را در زمين قدرت بخشيم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند. ـ تأويل الآيات الظاهرة ـ كتاب خطى  

3ـسوره نمل، آيه 62 جز خدا كيست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نمايد و شما را خلفاى زمين قرار دهد؟ ـ تفسير قمى

4ـ سوره توبه، آيه 33 اوست خدايى كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرو فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگرچه ناخوشايند كافران باشد.ـ كمال الدين و تمام النعمة ـ شيخ صدوق

 

 

+ نوشته شده در 2008/2/22ساعت 2:33 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خلاصه ای از سلسله سخنرانی های حضرت آیت الله سید صادق شیرازی حفظه الله

 

ضرورت شناخت امام زمان حضرت مهدى «عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف»

يكى از وظايف و تكاليف عمومى همه مسلمانان آن است كه اول بايد امام زمان خويش را بشناسند و آن گاه به اطاعت از او بپردازند.

 از مهم ترين دلايل نقلى اين وظيفه و تكليف، اين روايت مشهور و متواتر است كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم مى فرمايد:
«من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة الجاهلية؛
(1) هر كس امام زمان خود را نشناخته بميرد،  بر آيين جاهلى مرده است».

به موجب اين حديث، كسانى كه بدون شناخت امام زمان خود، ازدنيا بروند، چنان است كه به مرگ جاهليت مرده باشند و هيچ رابطه و نسبتى با اسلام و آيين مسلمانى ندارند.

اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم عدم معرفت امام زمان را در رديف شرك و الحاد و كفر خوانده اند، از آن رو است كه انسان وقتى امام حقيقى و واقعى اش را نشناخت، راه را گم مى كند و از صراط مستقيم منحرف شده و در نتيجه، هر چه بيشتر پيش برود بيشتر از هدف دور مى شود.
پس براى آن كه دچار كژ راهه ها نشويم و راه را گم نكنيم، در درجه نخست بايد بكوشيم كه امام زمان خود را بشناسيم و امام زمان ما، كسى جز حضرت حجة بن الحسن المهدى - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - نيست. او مصداق منحصر به فرد امام مفترض الطاعه مى باشد كه به اذن و امر خدا زنده است و شاهد و ناظر اعمال و رفتار عموم مردم، به ويژه شيعيان است.

 
بر اساس روايت فوق، كسى كه امام زمان خود را نشناسد، در حقيقت، كافر از دنيا مى رود. به ديگر سخن خداشناسى و معرفت پيامبر و امام عليهما السلام ارتباط تنگاتنگى با يكديگر دارند و اگر انسان خدا را بشناسد در شمار مؤمنان قرار مى گيرد، اما بدون شناخت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم كارساز و مفيد نخواهد بود و همان طورى كه شناخت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم سبب اطلاق ايمان بر انسان مى شود، ولى در صورتى كه شناخت امام عليه السلام حاصل نشود، معرفت خدا و معرفت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم مفيد نخواهد بود و اين معرفت، معرفت به معناى واقعى كلمه كه از همگان خواسته شده، نيست.
آنچه مسلم است اين كه تنها راه رسيدن به شناخت كامل و مبتنى بر حقيقت امام عليه السلام توجه به گفتار معصومان عليهم السلام است. از جمله اين بيان ها، زيارت حضرت سيدالشهداعليه السلام است كه از امام صادق عليه السلام روايت شده است.

در بخشى از اين زيارت آمده است: «إرادة الرب في مقادير اموره تهبط إليكم و تصدر من بيوتكم، والصادر عمّا فُصِّل من أحكام العباد؛(2) اراده خدا [ى منان ] در تقدير (رقم زدن) امورش [براى بندگان ] بر شما فرو فرستاده مى شود و از خانه هاى تان سرچشمه مى گيرد و نيز آنچه از احكام [مورد نياز] بندگان صادر مى شود [از خانه هاى تان به خلق مى رسد]».

در اين بخش از زيارت، كلمه امر با صيغه جمع (امور) آمده است.

حال اين پرسش پيش مى آيد كه امور خدا چيست؟ در پاسخ مى گوييم: هر آنچه جز خدا، از امور خداست، مانند: آفرينش انسان، گياه، سنگ، جانوران، كهكشان ها، زمانِ زاده شدن انسان، تقدير عمر، روزى، رقم زدن مشكلات براى بندگان، كدام آفريده در كجا زندگى كند و در چه سرزمينى بميرد، كاستى و فزونى شمار آفريدگان و بهشت و دوزخ از امور حضرت حق مى باشد. وظايف فرشتگانى، چون: جبرئيل، ميكائيل، عزرائيل، اسرافيل و حاملان عرش و زمان ظهور حضرت ولى عصر - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - و بر پايى قيامت نيز از مقوله «مقادير اموره» است.

بنا بر آنچه در بخش يادشده از زيارت حضرت سيدالشهداعليه السلام آمده است، تمام آنچه خداى متعال با علم و قدرت و حكمت خود اراده و مقدر مى فرمايد، تنها از طريق معصومان عليهم السلام به همگان مى رسد.
در ادامه زيارت آمده است: «والصادر عما فُصِّل من أحكام العباد و آنچه از احكام [مورد نياز] بندگان صادر مى شود [از خانه هاى تان به خلق مى رسد]».
[اينجا منظورقوانین و احکام تشریعی] است كه بر امامان پاك نازل شده و از سوى آنان به خلق مى رسد. جان كلام اين كه تمام آنچه خدا مقرر فرموده و براى آفريدگان رقم زده است از جانب حضرت بارى تعالى فروفرستاده شده و به وسيله پيشوايان معصوم به بندگان رسيده و مى رسد و از آن جا كه خداى متعال هيچ زمانى مردم را بى حجت واننهاده است، در اين روزگار و در نبود پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و ديگر امامان، حضرت ولى عصر امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - واسطه فيض الهى هستند. از اين رو هرچه به فرد فرد ما، خانواده، جامعه، جهان، نژادها و نيز كاستى ها، افزايش وتغييرسرنوشت ما مرتبط بوده و رقم مى خورد، به وسيله آن حضرت صورت مى پذيرد. و كسى كه چنين باور و اعتقادى نسبت به امامان و نيز حضرت ولى عصرعليهم السلام نداشته باشد و با همين حال بميرد، به يقين به مرگ جاهلى مرده است.
البته معرفت و شناخت دامنه اى گسترده دارد كه در اين مبحث نمی گنجد.

(1) بحارالانوار، ج 32، ص 331

(2)كامل الزيارات، ص 366

+ نوشته شده در 2008/2/22ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط محب اهل بیت |